اجلاس ناتو زیر سایه اختلافات راهبردی اعضا، مرگ مغزی ناتو اتفاق افتاده؟

خبرنگاران، گروه بین الملل-جواد حیران نیا: هفتادمین اجلاس ناتو در حالی در لندن در حال برگزاری است که این پیمان 70 سال پیش نیز در همین کشور پا به عرصه ظهور گذاشته بود.

اجلاس ناتو زیر سایه اختلافات راهبردی اعضا، مرگ مغزی ناتو اتفاق افتاده؟

هفتاد سال پیش ناتو زمانی ظهور کرد که مهمترین تهدید اعضای آن نظام کمونیستی شوروی بود که در قالب محور بلوک شرق پیمان ورشو را سازماندهی نموده بود.

در طول بعد از جنگ جهانی دوم تا سرانجام نظام دو قطبی همه چیز در سطح نظام بین المللی تحت تأثیر نظام دو قطبی قرار داشت و این قطبش نظام بود که رفتارهای سیاست خارجی کشورها را تا حد زیادی معین می کرد.

در این فضا ناتو با مشکل هویتی روبرو نبود و کمونیسم توجیه نماینده پیمانی بود که تجلی نظریه های همگرایی بعد از جنگ جهانی دوم به شمار می رفت.

این تجلی در رژیمهای اقتصادی، تجاری و پولی بعد از جنگ جهانی دوم و در قالبهای بانک جهانی، گات(بعدها سازمان تجارت جهانی) و صندوق بین المللی پول نیز نمایان شده بود.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ناتو با خلایی روبرو شده بود که می بایست پر می شد. این خلاً تا حد زیادی با هویت اسلام رادیکال پر شد. اما تهدیدها فقط از جانب هویت سلبی و دیگری نبود بلکه در هویت خودی نیز مسائل و اشکالاتی به وجود آمده که شاید بازسازی هم جوابگوی آن نباشد.

بر همین اساس فرانسیس فوکویاما نظریه پرداز سرانجام تاریخ در کتاب اخیر خود با عنوان هویت از هویتهایی سخن می گوید که در دل لیبرالیسم تجلی و ظهور و بروز پیدا نموده است. فوکویاما معتقد است خود لیبرالیسم قادر نخواهد بود که این هویتها را سازماندهی کند؛ هویتهایی نظیر راست افراطی و ناسیونالیسم.

هویتی که در شخصیت دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا متجلی است. حتی خود فوکویاما هم دلیل نگارش کتاب هویت را به قدرت رسیدن فردی مثل ترامپ می داند و از این بابت برای لیبرالیسم احساس خطر می نماید.

فوکویاما شاید در یک چرخش از نظریه سرانجام تاریخ دست به دامن سوسیالیسم می گردد تا هویتهای متکثری که لیبرالیسم قادر به پاسخ به آن نیست را زیر چتر خود قرار دهد و خیال لیبرالیسم از بابت هویتهای متکثر جبهه غیر خودی از یک سو راحت باشد و از سوی دیگر نیز بتواند برای لیبرالیسم دیگری تئوریک و نظری داشته باشد.

اجلاس هفتادم ناتو در چنین شرایطی برگزار می گردد.

باید توجه داشت که مهمترین وجه یک رژیم امنیتی وجود تهدید مشترک و اشتراک نظر در مورد نحوه روبروه به آن تهدید مشترک به شمار می رود. حال ناتو که توسعه یافته ترین نهاد و پیمان نظامی از لحاظ سطح همکاری امنیتی نیز به شمار می رود در این خصوص نیز به مشکل خورده است.

در حالی اعضایی مثل ترکیه نمودهای سوری را تروریستی می داند اما اعضای ناتو چنین اعتقادی ندارند. از همین رو بود مارک اسپر وزیر دفاع آمریکا از دولت ترکیه خواست مانع اجرای برنامه های ناتو نگردد و پیش از نشست ناتو به آنکارا هشدار داد هیچ کس تهدیدات را آنطور که شما می بینید نمی بیند. وی در ادامه اضافه کرد که از وارد شدن نام YPG بعنوان گروه تروریستی حمایت نمی نماید. اسپر در ادامه به ترکیه اعلام نموده است که باید تهدیدات بزرگتر را ببینیم و رو به جلو گام برداریم.

اما تهدیدات بزرگتر برای ترکیه معنایی غیر از نمودها ندارد در حالی که ناتو چنین اعتقادی ندارد. از همین رو اصل مهم و کلیدی ناتو که در ماده 5 این پیمان مبنی بر دفاع جمعی متجلی است و تهدید علیه هر عضو را به مثابه تهدید علیه سایر اعضا می داند زیر سوال رفته است. برای ناتو که ترکیه دومین ارتش پر جمعیت آنرا داراست این موضوع کم اهمیت نیست.

اختلاف فرانسه و ترکیه در مورد نمودها تا جایی بالا گرفت که امانوئل ماکرون رئیس جمهوری فرانسه سازمان ناتو را دچار مرگ مغزی دانست. موضوعی که به مذاق ترامپی که خواستار افزایش سهمیه ها در ناتو است و تهدید به خروج از این سازمان نیز نموده خوش نیامد. ترامپ به طور معین سخنان اخیر رئیس جمهور فرانسه درباره این سازمان را زننده بیان کرد و گفت ممکن است روزی فرانسه از ناتو جدا گردد.

اما این همه ماجرا نیست. ناتو در حال حاضر با تهدیداتی روبرو است که اساساً این سازمان برای پاسخ به آنها راه حلی ندارد. شاید گزاف نباشد بگوییم ناتو سازمانی state محور است و برای پاسخ به مسائل و مسائل ناشی از هویتهای متکثر(sub state) راه حلی ندارد. مسائل و مسائلی که در قالب تهدیدات مهاجرتی، گروههای افراطی و رادیکال و هویتهای گریز از مرکز متجلی است.

حتی در مورد میزان تهدید بودن کشورهایی چون روسیه یا چین و حتی ایران نیز اعضا توافق کاملی ندارند. در حالی که کشورهای اروپایی و اصلی ناتو مثل فرانسه و آلمان رویکرد محتاطانه ای در مورد روسیه، چین و ایران دارند ولی از منظر آمریکا این کشورها مهمترین تهدیدات آن به شمار می رود. البته قصه ترامپ و روسیه کمی متفاوت است ولی ساختار قدرت سیاسی آمریکا رویکردی متفاوت از ترامپ دارد.

در کنار این مسائل باید به تهدیدات فضایی و تهدیدات سایبری نیز اشاره نمود. در مورد تهدید فضایی باید توجه داشت آمریکا درست همین اسفند سال گذشته بود که فرمان تشکیل نیروی فضایی آمریکا را امضا کرد. در حالی که چین و روسیه در این زمینه متأخر هستند.

در واقع دونالد ترامپ دستور العملی را امضاء کرد که فرآیند طولانی مدت تشکیل یک شاخه نظامی جدید موسوم به نیروی فضایی آمریکا را برای مقابله با تهدیدات در حریم فضایی شروع می نماید. دستور العمل سیاست فضایی 4 که ترامپ آن را امضا کرد، مبنای یک لایحه قانونی برای تشکیل یک شاخه نظامی جدید تحت فرماندهی نیروی هوایی آمریکا است. در مراسم امضای این دستورالعمل، رئیس جمهور آمریکا نیروی فضایی را اولویت امنیت ملی این کشور خواند.

این نیروی فضایی مسئولیت و راهنمایی طیفی از امکانات نظامی فضا پایه آمریکا را برعهده خواهد داشت؛ امکاناتی همچون ماهواره های دارای سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) و یا رادارهای مراقبتی که به رهگیری موشکهای پرتاب شده یاری می نمایند.

در کنار موارد مذکور، به قدرت رسیدن ترامپ و تأکید و اصرار او مبنی بر پرداخت سهم دو درصدی از فراوری ناخالص ملی کشورهای عضو این سازمان نیز پیمان را از چند سال پیش وارد حاشیه نموده بود. واقعیت امر این است که اگرچه در مراحل ابتدایی تشکیل و فعالیت ناتو، آمریکا به عنوان هژمون هزینه های این سازمان را پرداخت می کرد اما حال خواستار این است که کشورهای عضو سهم خود را بپردازند؛ روندی که از دولت اوباما شروع شد و ترامپ جدی تر آنرا دنبال کرد. دلیل اصلی اتخاذ این رویکرد این است که نهادهای هژومونیک بعد از جنگ جهانی دوم دیگر منافع هژمونی که رو به افول نهاده(آمریکا) را به مانند سابق تأمین نمی نماید.

در چنین فضایی تشکیل ارتش مشترک اروپایی که ایده ای قدیمی هم هست دوباره به راه افتاد. فرانسه و آلمان با جدیتی بیش از قبل این ایده را پیش گرفتند و حتی فرانسه مقر ائتلاف اروپایی برای امنیت خلیج فارس را در ابوطبی امارات مستقر کرد که نشان از رقابتهای فرانسه و آمریکا در این قضیه دارد.

آلمانی ها اگرچه در ابتدا پیشروی ایده تشکیل ارتش مشترک اروپایی بودند ولی فرانسه را در ائتلاف خلیج فارس تنها گذاشتند. در واقع آلمان به دلیل ضعفی که در مورد قوای نظامی دارد به لحاظ امنیتی هنوز متکی به آمریکا و ناتو است.

در مجموع می توان گفت ناتو اگرچه به گفته ماکرون دچار مرگ مغزی شده است اما هنوز حیات دارد. اما این حیات چنان نیست که بتواند در وهله اول با چالشهای سنتی و غیر سنتی روبرو قوی داشته باشد.

مشکل و مسأله اصلی برای ناتو در واقع مسائلی است که لیبرالیسم با آن روبرو شده است. در واقع در درون خود لیبرالیسم هویتهایی چون راست افراطی، ناسیونالیسم و ... ظهور و بروز نموده که تجلی آن در به قدرت رسیدن ترامپ، برگزیت، قدرت یابی احزاب راست افراطی در اروپا و ... را شاهد هستیم.

منبع: خبرگزاری مهر
انتشار: 30 دی 1398 بروزرسانی: 30 دی 1398 گردآورنده: 3ye.ir شناسه مطلب: 1974

به "اجلاس ناتو زیر سایه اختلافات راهبردی اعضا، مرگ مغزی ناتو اتفاق افتاده؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "اجلاس ناتو زیر سایه اختلافات راهبردی اعضا، مرگ مغزی ناتو اتفاق افتاده؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید